زندگی یک مرد معلول به طرز چشمگیری پس از آمدن یک خانواده از یک شهر کوچک به استانبول تغییر میکند. سحر پس از یادگیری اینکه مادرشوهرش با آگاه کاراجای توافق کرده، چگونه رفتار خواهد کرد؟ جeren چه خواهد کرد وقتی متوجه میشود که قرار است با ندیم معلول به جای چنک ازدواج کند؟ آیا Cemre موفق خواهد شد با مراقبت و درمانش زندگی ندیم را نجات دهد؟ آیا سنیز میتواند رازهایش را حفظ کند؟ آیا جeren در نهایت به آرزوی خود برای ثروتمند شدن خواهد رسید؟ آیا چنک در نهایت عشق واقعی را پیدا خواهد کرد؟ زندگی خانواده کاراجای پس از ورود سحر و فرزندانش چگونه تغییر خواهد کرد؟ آیا ندیم دوباره سالم خواهد شد؟