خط داستانی
یک بیخانمان جوان با حس تجاری فوقالعاده و قهرمان گمنامی او را نجات میدهد و در نتیجه آنها عاشق میشوند. هنگامی که بیخانمان مشخص میشود که دختر الهی است که گنجی افسانهای را به دست میآورد، دشمنان مختلف او را تعقیب میکنند. او زندگی را در فرار میگذراند و ناجی خود را که شاهزادهٔ جاهطلبی است و میخواهد تاج و تخت را تصاحب کند، میبیند.