ژئو شَئو تینگ در زندان وزارت عدالت سلسله مینگ کار میکند. با دریافت وصیتنامهای، او پایتخت را ترک میکند و به استان هوگانگ سفر میکند. به دلیل ترکیبی عجیب از عوامل، او به طور غیرمنتظرهای خود را به عنوان یک کارمند حکومت معرفی میکند، اما این موقعیت را جدی میگیرد و برای عدالت میجنگد و محبوبیت مردم را به دست میآورد.