فاجعه در شهر ولزی گلینگولای رخ میدهد زمانی که یک حادثه در یک محل ساخت و ساز گروهی از کودکان متجاوز را به قتل میرساند. غم به سرعت به خشم تبدیل میشود و خانوادهها برای عدالت فریاد میزنند. اما در حالی که چرخهای عدالت به آرامی میچرخند، حقایق چالشبرانگیزی شروع به ظهور میکنند. این بر عهده همسر رهبر شورای شهر، پالی، است که جامعه را در کنار هم نگه دارد، در حالی که همچنین باید از دختری که تنها بازمانده این حادثه است، مراقبت کند. و در حالی که مسئولان در ارائه نتیجهای برای شهر ناکام میمانند، این اوست که باید آنها را در مسیر عدالت رهبری کند، هرچند که هزینهاش چه باشد.