۱۹۸۸. پس از هشت ماه دریانوردی به عنوان مهندس در یک کشتی بازرگانی، پاشا به اودسا بازمیگردد. او پسری جوان و خوشچهره است که سفر طولانی را برای عشق خود لیلی وارد شد. به هر قیمتی باید برای آپارتمان تعاون پول درآورد—این شرط پدر لیلی است، مردی که در اودسا ثروتمند و شناختهشده است. در غیر این صورت ازدواج لیلی و پاشا هیچگاه ممکن نخواهد بود.