خط داستانی
راد، ماجراجویی از کلاس E. تنها مهارتش «ابطال ناتوانیهای وضعیت» است، مهارت نسبتاً niche که فقط برای گردآوری گیاهان دارویی در سیاهچالهای پر از مایزما مفید دانسته میشود. با کمترین توانایی مبارزه، همتیمیهایش او را با لقب «جمجهجوی مایزما» تمسخر میکنند. در تلاشی ناامیدانه برای تغییر سرنوشتش، راد وارد سیاهچالی تازه میشود—اما از طرف گروهش فریب میخورد و در آستانه مرگ رها میشود. با تجهیزاتش را از دست داده و زندگیاش در حال کمرنگ شدن است، او به گزینهای ممنوعه روی میآورد: خوردن گوشت یک هیولا. چنین آغاز میشود داستان ماجراجویی «خوردن هیولا»ی راد، که با صرف نوش جان دشمنانش، مهارتهای جدیدی به دست میآورد!