خط داستانی
کاکِرو سورانو، دانشجوی سال اولی ساکت دانشگاه که از دیگران فرار میکند، با koharu فویوتسوکی، دختری نابینا که با روشنایی آرامی به جهان مینگرد، روبهرو میشود. وقتی او میگوید: «روزی دوست دارم آتشبازی ببینم»، چیزی در کاکِرو دگرگون میشود. هر چه از طریق لحظههای کوچک و تنهایی مشترک به هم نزدیکتر میشوند، او به دنبال راهی برای محقق کردن آرزوی او میگردد.