خط داستانی
هیزی یهازکِل مردی سفتوسخت از عراق است که کارگاه خودرو با نام «هیزی و پسران» را اداره میکند و پدر چهار دختر است. وقتی ایلی، کوچکترین دختر، بهطور اتفاقی عروسی خواهرش را خراب میکند، به او و خواهرانش از نفرینی خانوادگی خبر میدهند — تا وقتی ایلی ازدواج کند، هیچیک از خواهرانش ازدواج نخواهند کرد. چهار خواهر (ريکی، اتِی، مِری و ایلی)، نوه سلطنتی و دو خواهرزن پیر و دیوانه که با هیزی در خانهٔ خانوادگی زندگی میکنند، برای از بین بردن نفرین سفری آغاز میکنند — و در مسیر، رازی خانوادگی را فاش میکنند که قرار بود با مادر مرحوم به گور برود.