علیا با از دست دادن مادرش و فاصلهای که با پدرش ایجاد شده، دست و پنجه نرم میکند. او در حالی که احساس تنهایی میکند، در یک رابطه جدید با بارا آرامش مییابد. اما دنیای او به هم میریزد زیرا با مخالفتهای پدر و دوستانش روبرو میشود. علیا مصمم است که عشقش را دنبال کند و انتخابهایی میکند که او را به مسیری خطرناک میکشاند. با تشدید وضعیت، او شروع به پرسش از همه چیزهایی میکند که درباره بارا و زندگیاش فکر میکرد.