سن پترزبورگ، 1903. دنیایی از لوکس و تفریح برای مردان، دنیایی از ترس و تسلیم برای زنان. کسنیا و استشا در یک فاحشهخانه زیرزمینی تحت کنترل یک زن زیبا و بیرحم کار میکنند. دختران بدن، احساسات، flirt و توهم عشق را به مردان میفروشند. به نظر میرسد که آنها چیزی جز زیبایی ندارند. در واقع، آنها به یک قدرت مخفی دسترسی دارند — پاکی روح و آرزوی آزادی. و با این قدرت، میتوانند همه چیز را تغییر دهند.