وقتی گو یونژنگ، استادیار جراحی اعصاب، برای یک مأموریت پزشکی به لاکایا میرود، با سو ویآن، یک "فراری" که حرفه پزشکی را رها کرده و به کارآفرینی روی آورده، آشنا میشود. از دعواهای مداوم تا عاشق شدن به یکدیگر، او به تدریج متوجه میشود که تمام رفتارهای غیرعادی او ناشی از یک بیماری ژنتیکی به نام بیماری هانتینگتون است. عشق به معشوقش باعث میشود که او با غم و ناامیدی این بیماری غیرقابل درمان که 30,000 بیمار و خانوادههایشان در سراسر کشور با آن مواجهاند، همدردی کند. در نهایت، گو یونژنگ تصمیم میگیرد که از حرفه امیدوارکنندهاش دست بکشد و زندگیاش را به تحقیق در مورد درمان این بیماری نادر اختصاص دهد و در کنار معشوقش برای ایجاد نور در تاریکی مبارزه کند.