دایی لشا یک نظافتچی عادی است که در یک یتیمخانه در یک شهر کوچک کار میکند. او در شبها به خانههای ثروتمندان دستبرد میزند و غنائم را برای نیازهای همان یتیمخانه خرج میکند. طرح او زمانی شکست میخورد که سه نفر از شلوغترین دانشآموزان به طور تصادفی دایی لشا را "در حال کار" میبینند. قهرمان چارهای جز این ندارد که جوانان را به عنوان همدست بپذیرد... از این لحظه به بعد، زندگی دایی لشا به یک جاذبه تبدیل میشود و او باید کوهی از مشکلات ناشی از "همراهان" جدیدش را حل کند، تحقیقات جنایات خود را گیج کند، اعتماد زن محبوبش را دوباره به دست آورد، بهای اشتباهات جدی گذشته را بپردازد و از همه مهمتر، "طرح رابین هود" خود را تا انتها اجرا کند. زندگی همدستانش نیز تغییر میکند، زیرا به لطف این ماجراجویی، آنها یک "شخصیت پدری" به دست میآورند.