زمانی که جیجی مستقر در بروکسل متوجه میشود که مادرش آناïs دوباره با عشق سابقش که در گذشته نه تنها عشق بلکه اعتیاد به مواد مخدر را نیز با او تجربه کرده، قرار میگذارد، او به او یک اولتیماتوم میدهد: پسرش یا معشوقش. زمانی که آناïs از انتخاب خودداری میکند، جیجی تصمیم میگیرد خانه را ترک کند. با تکیه بر دوستانش، جیجی در یک جامعه بیرحم راه خود را پیدا میکند.