مادر یاسو در کودکی درگذشت و پدرش او را ترک کرد. همسر یاسو، میسوکو، نیز در کودکی هر دو والدین خود را از دست داده است. آن دو روزهای شادی را میگذرانند و فرزند کوچکشان، آکیرا را بزرگ میکنند. متأسفانه حادثهای عجیب باعث میشود میسوکو جان خود را فدا کند تا از پسرش محافظت کند. یاسو در غم و پشیمانی از دست میدهد، اما با قسم به پرورش پسر سه سالهاش هر طور که میتواند بهبود مییابد.