خط داستانی
در نسخهٔ مدرنِ کلاسیک داستایفسکی، یک تنها به نام میروکو تصمیم میگیرد دختر نوجوانی را که یک حلقه فاحشگی را رهبری میکند، به قتل برساند. او موجودی است که به اطرافیانش آسیب میزند. او باید بمیرد — و او قصد کشتنش را دارد. چرا این کار اشتباه است؟