مای آیواکورا با والدینش کاتا و مگوومی و برادر بزرگتر هاروتو زندگی میکند. پدرش کاتا یک کارخانه کوچک در هیگاشی اوساکا را اداره میکند و این منطقه به سازندهگان شهرت دارد. مای خجالتی و کمرو است. اما وقتی به دیدار مادربزرگش شیکو که در جزایر گوتو ناگاراسی است میرود و محیط طبیعی غنی را میبیند، با بادبادکهای بارمنون که باد را میگیرند و به آسمان میرسند، مجذوب میشود. آرزوی پرواز بلند در آسمان مانند این بادبادکها در دل او شکل میگیرد و در مسیر سختی که برای رسیدن به هدف دارد، دوستانی پرشور را برای ساختن یک هواپیمای کوچک برقی جمع میکند تا به جزایر پرواز کند. رویای او به پرندهای تبدیل میشود که رویاهای همه را به آسمان میبرد و به پرواز در میآید.