روزی روزگاری در کشوری زیبا و در عین حال مرموز، سه خواهر به نامهای ترکمان، دُنوش و دریا زندگی میکردند. به عنوان یک خانواده نزدیک، هر شب رویای آیندهای امیدوارکننده را در سر میپروراندند. شاید چنین تربیتی که شبیه به یک افسانه در خیابانهای کاجعطر آویالیک بود، آنها را برای واقعیت تلخ بزرگسالی آماده نکرده بود. با گذشت زمان، خواهران متوجه میشوند که زندگی و انتخابهایی که با آن همراه است، به سادگی که به نظر میرسد نیست. رازهای غیرقابل تصور حتی میتوانند توسط کسانی که بیشتر به آنها اعتماد میشود پنهان شوند و بیماریهای وحشتناک میتوانند به احیای گذشته منجر شوند. این موضوع آنها را به این سوال میرساند: آیا چیزی در دنیا وجود دارد که زمان نتواند آن را درمان کند؟