ناگِی سا میو، اقیانوسشناس دانشگاه علوم و فناوری دریایی شیباورا، به ماهیها و دریا علاقهٔ زیادی دارد. با لبخند شاد و شخصیت مهربان اما دروننگر، او از خانواده و گذشتهاش دوری میجوید. هیسودا رینتارو، پسر دوم خانوادهای ثروتمند، از سوی اطرافیان ترسناک به نظر میرسد و به عنوان فردی دشوار برای نزدیک شدن میآید. اما در زیر این قبیله، پسری است با قلبی پاک و بدون تکبر. او به ژاپن بازگشته تا پروژهٔ توسعهٔ تفرجگاه دریایی را مدیریت کند. در حالی که میو میخواهد اقیانوس را حفاظت کند و با توسعهٔ تفرجگاه مخالفت میکند، رینتارو جان خود را در این کار میگذارد. این دو که به نظر میرسد در دنیاهای متفاوتی زندگی میکنند، با هم مواجه میشوند و در نهایت عاشق هم میشوند. با این حال، عشقشان ممنوع است زیرا میو را رازی است که همگان را شوکه خواهد کرد.