همکار فُهرمان، دکتر وهنینگر، پدر وفیق خود را از بخش پاتولوژی به خانه برده تا کالبدشکافی انجام نشود. فُهرمان با دشواری زیاد او را قانع میکند تا به عقب برگردند. اما رسیدن با جسد به بیمارستان بدون شناسایی آسان نیست. فُهرمان با سرسختی با پروندهها مواجه میشود، به ویژه با دکتر بوک، و از این رو که با همسر سابق فهرمان نیز انتظار فرزند دارند. دستیار دکتر وِینکلر با مشکلاتی مواجه میشود وقتی میفهمد که دستیار پُرِسکِس و موترین در معاملهای پر از چشمبازی روی قرنیههای بیماران وفات یافته مشغولاند و قصد ندارند این کسبوکار را بیدعوا بسپارند.