I want to be a Star
سریالها I want to be a Star
زانگ دا تیان مدیر یک آژانس کلفاره است که افراد اضافى را براى تولیدات دراماتیک مختلف جذب میکند. امروز صحنهای از یک کمین نظامی در میدان است. دستیار کارگردان (AD)، جرِمى، از حضور بیست پسر جوان در سه ساعت آینده تقاضا دارد. دا تیان با عجله به ایستگاه پخش میرود تا کمک بگیرد. در حین این کار، اتفاقاً با هوادار فوقالعاده اگار مواجه میشود که با رویای نزدیکتر شدن به سلطان خود، با پذیرفتن نقش کلفاره موافقت میکند. دوست مایِ Mei Yi در صحنه حاضر میشود تا با Gao Mei دیدار کند. با وجود عدم اعتماد به نفس او به خاطر نشان صورت در صورت، Mei Yi در نهایت با پافشاری بیوقفه Gao Mei به کمک میپردازد. از زمانی که مادرش درگذشت، پسر دا تیان، دی لونگ، اکثر زمان خود را بیکار میگذراند. وقتی برای خرجی میپرسد، دا تیان فرصت را غنیمت میداند تا او را به یکی از باالندترین استعدادها تبدیل کند. از آن پس این گروه از اضافیها مسیر بازیگری خود را آغاز میکنند و با چالشهای بازی کلفاره روبهرو میشوند.