کافه ۹۶ درجه سانتیگراد در پسزمینه کافهای صمیمی واقع است که توسط زوجی متأهل لیچیاو و شژیه اداره میشود. وقتی شژیه دچار حادثه میشود، او از کار کافه کنار میکشد و تغییراتی آغاز میشود. با از خود بیگانگی و انزوای بیشتر شژیه، لیچیو به مرور همدلی ناهمسویی با یوچَن، دانشجوی هنرهای زیبا که برای کمک به کافه استخدام شده، پیدا میکند. با یک پیچ ناگهانی در پایان این درام کوچک، این داستانی معاصر از عشق است که مخاطبان را به وجد میآورد و به قلبها لطمه میزند.