پیتر، بازرگان فیلیپینی-چینی که مرده است، به عنوان ارواحی دوباره بازمیگردد و به رومی، نگهبان مقبره، متصل میشود. او درمییابد خانوادهاش مرگش را به عنوان خودکشی اعلام کردهاند که خیلی بعید است. با کمک رومی، برای حقیقت تلاش میکند. آنها انتظار پیچیدگیهای آنچه را که آشکار میشود ندارند. در قلب ازانچیِ نایانای منهالی، زندگی پس از مرگ یک درام تاریک با پیچیدگیهای شکسپیریِ خانواده، اسرار ناگفته، طمع و فریب است. داستان روحی بیقرار و همچنین روایت گریهآورِ دو پدر است که سعی میکنند آنچه را شکستهاند دوباره بسازند تا در پایان چیزی را که واقعاً ارزشمند است حفظ کنند.