امی دوریت روزهای خود را صرف Джِد و پولی برای خانواده میکند و از پدر مفتخر خود که مدتها در زندان بدهکاران مارشالسیا است مراقبت میکند. جهان امی و خانواده با بازگشت پسر کارفرمایش آرتور کلِنام از خارج کشور و حل میراث رازآلود خانوادهشان تغییر میکند و درمییابد که زندگیشان به هم پیوسته است.