تایپ یک دانشجوی تازهوارد خوشتیپ با علاقه به فوتبال و غذاهای تند است. اگرچه او پسری دوستانه است، اما از افراد همجنسگرا متنفر است زیرا در کودکی توسط یک مرد مورد آزار قرار گرفته است. زندگی او زمانی به هم میریزد که سال تحصیلی جدید دانشگاه هماتاقی کاریزماتیک به نام ترن را به همراه میآورد. ترن یک دانشجوی موسیقی زیبا و دلسوز است که بهطور علنی همجنسگرا است. وقتی تایپ این را میفهمد، مصمم است که ترن را از خوابگاه بیرون کند، زیرا نمیخواهد با یک فرد همجنسگرا زندگی کند. ترن نیز بهطور مساوی مصمم است که به خشمهای همجنسگراستیز تایپ تسلیم نشود. با یک پسر همجنسگرا و یک پسر همجنسگراستیز که باید برای باقیمانده سال در یک فضای کوچک با هم زندگی کنند — نتیجه داستان آنها چه خواهد بود؟ نفرت؟ یا شاید عشق؟