This Guy Is the Biggest Mistake in My Life
سریالها This Guy Is the Biggest Mistake in My Life
یوئی ساتو، کارگر قراردادی اعزامی به شرکت داروسازی آماغی است. حیوان خانگیش از دست رفته و او عمیقاً از این مرگ اندوهگین است. روزی در یک بار تنها نوشیده و با اشک روی گونههایش فریاد میزند: «دارویی بساز تا کسی را به زندگی برگرداند!» در آن لحظه مردی به سمت او میآید. او با لحن رنجشآلودی میگوید چنین دارویی وجود ندارد که کسی را به زندگی بازگرداند. همچنین به او میگوید توقف پارس زدن را بگذارد و به خانه برود. یوئی درون خودش خشم احساس میکند و او را زمین میزند. سپس از بار بیرون میماند. یوئی نمیداند که مردی که او را زمین زده، آماگی کیوئچی است و مدیرعامل شرکت داروسازی آماغی است. فردای آن روز، در محل کار میشنود که مدیرعامل دنبال او میگردد. وقتی به دفتر او میرسد، میفهمد مردی که در بار زمینش کرده بود، مدیرعامل است. او فکر میکند ممکن است اخراج شود، اما ناگهان از او میخواهند: «لطفاً مرا به عنوان بردهام در نظر بگیر.»