در روز تولدش، کاپیتان پلیس چارنوف به خدمت میرسد و پیامی دریافت میکند که پس از رفتنش، راهزنان به خانهاش نفوذ کرده و همسرش لیودمیلا را به شدت زخمی کردهاند. پزشکان لیودمیلا را نجات میدهند اما او در کما است. چارنوف در حال عزاداری است، اما ناگهان لیودمیلا از جهان دیگر با چارنوف تماس میگیرد. او به او میگوید چگونه عاملانش را پیدا کرده و مجازاتشان کند.