داستانی است که حدود صد سال پیش روایت میشود. ندژا دختر باهوش و شادمانی است که در یتیمخانهای نزد لندن بزرگ پرورش یافته است. ندجا در کودکی به یتیمخانه سپرده شد و فکر میکرد پدر و مادرش مردهاند. اما پیش از بیست و پنجمین سالگرد تولدش فهمید که مادرش ممکن است زنده باشد... ندجا سفری برای یافتن مادرش را آغاز میکند، با تمام اروپا به صحنهٔ ماجراجویی او تبدیل میشود.