An Istanbul Tale
سریالها An Istanbul Tale
این سریال شامل 71 قسمت است و در استانبول، ترکیه اتفاق میافتد. داستان حول دو برادر ثروتمند، سلیم آرهن بزرگتر و دمیر آرهن کوچکتر میچرخد. آنها هنوز در خانه با والدینشان، عمر آرهن و باهیه آرهن زندگی میکنند. آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند و یک آشپز به نام سوزان و شوهرش، رانندهای به نام جمال کازان دارند. آنها سه فرزند دارند؛ چچ، بزرگترین که 28 ساله است، اسما، دختر دوم که ستاره سریال است و در نهایت یک پسر که در سال آخر مدرسه است. اسما از کودکی به دمیر، پسر کوچکتر، علاقهمند بوده اما او هرگز او را متوجه نشده است. یک شب او به درختی climbed تا جشن بهاری که خانوادهاش برگزار میکردند را تماشا کند، اما خواهرش او را دنبال کرد و سعی کرد او را از درخت پایین بیاورد که منجر به سقوط او بر روی کیک بزرگ و آسیب دیدن مچ پایش شد. صبح روز بعد، سلیم او را در باغ خانهاش پیدا کرد و متوجه شد که پایش آسیب دیده و تصمیم گرفت او را به دکتر ببرد. اسما قرار بود آن روز برای یک رقص تست بدهد اما پدرش از آن خبر نداشت. او در تست شکست خورد زیرا نتوانست به خوبی برقصید. یک شب دمیر به خانه آمد و یکی از دوست دخترهایش که نمیخواست برود و میخواست به داخل دعوت شود، او را دنبال کرد. او به او گفت که دوست دخترش آنجا است و نمیتواند او را بپذیرد. برای قانع کردن آن دختر به رفتن، او اسما را که آنجا ایستاده بود بوسید. او فکر کرد که چنین بوسهای نشانهای است که او شروع به توجه به او کرده است. یک شب دمیر مست به خانه آمد و نتوانست به اتاقش برود. اسما یک نسخه از کلیدهای خانه را داشت و به او رفت تا به اتاقش کمک کند. او سعی کرد او را از لباسهایش کمک کند که مادرش وارد شد و آنها را در تخت دید. وقتی سلیم از این موضوع مطلع شد، فکر کرد که میتواند با قرار دادن نام او به عنوان یکی از افرادی که قرار است در صنایع آرهن آموزش ببینند، اوضاع را نجات دهد که بزرگترین شرکت در ترکیه است و بسیاری از افراد همیشه سعی میکنند در آنجا آموزش ببینند تا در رزومههایشان قرار دهند.