جیم هاوکینز پسری جوان است که به دنبال رویدادهای پیشرفته، به سفر جستجوی گنج افسانهای دزدی که زمانی ترسناک بود، کاپیتان فلینت، میرود. در راه به جزیره گنج، جان سیلور، بهترین دوست جیم، فرماندهی کشتی را به عهده میگیرد و خود را به عنوان دزد بیرحمی که زمانی دست راست فلینت بود، معرفی میکند. جیم که احساس خیانت میکند، اکنون باید با احساسات متناقض خود کنار بیاید و با سیلوری که هنوز خود و جیم را دوستان میداند، روبرو شود.