در دهکده سان آندرس، رقابت دو خانواده والدس و رامیرز بر سر «El Manantial»، چشمه آبی زیبا، استوار است. این چشمه آب خانهٔ کوچکی از والدس را سیراب میکند و به مزرعهٔ همسایه، مزرعهٔ بزرگ با نام پِیِدراس گرانتس، تعلق ندارد، جایی که بهترین گاوها پرورش داده میشود و متعلق به رامیرز است. با این حال دشمنی دو خانواده تنها به دلیل چشمه نیست. Justo رامیرز با Margarita Insunza ازدواج کرده و با Francisca Rivero، همسر دشمن و همسایهٔش Rigoberto Valdes رابطهای داشته است. این رابطه که پایهگذار خیانت است، به تلخی و نابودی میان دو خانواده منجر میشود. والدسها دختری به نام آلفونسینا دارند که در همان سالی که آندریکو رامیرز فرزند وارث رامیرز به دنیا میآید، متولد شده است. با گذشت زمان، هر دو خانواده بهطور جداگانه با تعصباتشان بزرگ شدهاند اما عشق میان آنها همچنان وجود دارد. مارتا از این عشق جلوگیری میکند و به شوهرش میگوید فرزندش هرگز با آلفونسینا نیست تا بتواند با باربارا، دختر عمویش ازدواج کند. ژوستو آلفونسینا را مورد آزار قرار میدهد و او با مادر و خالهاش از شهر میگریزد. پنج سال بعد... آلفونسینا در حال فارغالتحصیلی است و زندگی خوبی دارد تا اینکه مادرش به دلیل بیماری مهلک دست به خودکشی میزند و قبل از مرگ به آلفونسینا confessed میکند که Justo Ramirez زندگی او را نابود کرده است؛ آلفونسینا سوگند به انتقام میخورد و به سان آندرس باز میگردد تا عشقش را دیدار کند. آنها باید برای عشقشان بجنگند و ببینند آیا میتوانند در سواحل El Manantial خوشبخت شوند... این تلهنوولا مکزیکی است که در سال ۲۰۰۱ پخش شد و با بازی آدلا نرِگا و موریسیو ایشلاس مشهور است. این مجموعه در سال ۲۰۰۲ از سوی TVyNovelas برای بهترین تلهنوولا برگزیده شد.