در یک صبح بهاری آرام، مردی پس از سپری کردن بخش اعظم زندگی بزرگسالش در زندان از آنجا آزاد میشود. این مرد به قتل محکوم شده بود، نه یک بار بلکه دو بار. اکنون محکومیت جدیدترین قتل را سپری کرده و با اتوبوس به سوی روستای کوچک خود بازمیگردد. اما آیا همه چیز فراموش و بخشوده شده است؟ یک سال بعد، جسدی قطعهقطعه یافته میشود... بازرس ون فِیترن با سرنخهای عجیب و ترسناک انسانی و قتلی بیرحمانه روبهرو میشود که تمامی شواهد به عقب بازمیگردند و پرسشهای عدالت و مجازات به اوج خود میرسند.