سه برادر روبین، جان و هارولد در سال ۱۹۲۵ تعطیلات خود را در املاک خانوادگی عمهٔ أِلِن سپری میکنند. به جای تفریح، از آنها انتظار میرود بسیار منظم باشند. هارولد بیمار میشود و برادرانش باید قرنطینه شوند. آنها فرار میکنند و در جنگل پناه میگیرند و این آغاز زندگیای است که همواره در رؤیا داشتند. اما بهآسانی که تصور میکردند نیست و پس از آن پسران باید پناهگاهی در داخل تنهٔ درخت حفر کنند، عمه نگرانی میکند و با توصیهٔ کشیش پلیس را به صحنه میآورد. در حین جستوجو، خبرنگار بیرحمی شکار روبین و جان را آغاز میکند و کلانتر در جستجو به جمعشان میپیوندد وقتی هارولد که بیمار شده نیز ناگهان ناپدید میشود.