گای فاستر گزارشگر جنگ جایزهدار که پس از از دست دادن همسرش به ناچار به یک سفر کشتیرانی به کِیپ تاون میرود و با میلان و جذاب مِلیسا آشنا میشود. میلیا زنی خوشپوش و دراماتیک است که با گروهی پر از دوستان رسانهای سفر میکند. گای به مِلیسا عاشق میشود و او پیشنهاد ازدواج میدهد. اما در حالی که جشن میگیرند رویدادهای تاریک آغاز میشود. بیوهای مسن به طور «تصادفی» به دریا میافتد. جسدهای زوجی میانسال در کِیپ تاون پیدا میشوند. یکی از دوستان مِلیسا با brutally کشته میشود. انگشت اتهام به گای میافتد—و وقتی خود مِلیسا کشته میشود، او در کنار جسد خونآلود او خم شده است