میلان، ۱۹۴۵٫ جنگ به پایان رسیده است. اما زندگی بهسادگی آغاز از صفر نیست، میان ویرانی و گدایی. این همان وضعی است که کاميلا، زنی که دیگر جوان نیست و با ترک همسرش در آغاز درگیری، با سه فرزند حدوداً ۱۷ تا ۲۰ ساله برای بزرگ کردن آنان روبهرو است. بر پایه رمان فاوستا کیالیانتِه، «زمستانی بسیار سرد» (Un inverno freddissimo)، منتشر شده در ۱۹۶۶، این داستان تأثیرگذار از «مادرِ شجاعت» ايتالیایی است.