ماپاچو
Mapacho
ماپاچو در طول روز با موتورسیکلت خود در خیابانهای یک شهر آمازونی مسافرکشی میکند. شبها به دیدار مارسیا، آرایشگری تراجنسیتی میرود که برای نگه داشتن او در کنار خود هر کاری میکند. در همین حال، ماپاچو به شور و اشتیاق گرمسیری خود اجازه میدهد جریان یابد و به کارینا، مادر مجردی که در تنگنای مالی است، دل میبندد. عشق و میل. پوست و احساسات در این مثلث عشقی در هم میآمیزند که زندگی آنان را برای همیشه رقم خواهد زد.