Gates of Paradise
فیلم دروازههای بهشت
دختر بهشت، آنی، خود را یتیم و ناتوان مییابد. او به وسیله تونی تاترون به عمارت فارثینگگیل منتقل میشود و برای خانواده گمشدهاش، بهویژه برادر ناتنیاش لوک، دلتنگی میکند. بدون نور گرم عشق لوک، او در سایههای ناامیدی گم میشود و مجبور به تسلیم شدن توسط پرستار برادفیلد است. وقتی آنی یک کلبه پنهان در جنگلهای فارثینگگیل را کشف میکند، راز گذشتهاش عمیقتر میشود. حتی در حالی که او آرزو دارد دوباره لوک را ببیند، امیدها و رویاهایش تحت تأثیر جادوهای شوم کستیل تاریک میشود.