خط داستانی
پسری جوان در شهر کوچکی رویاهای شهادت دارد اما نابینا است و تنها از طریق فریب می تواند به بازار دسترسی پیدا کند. روزی رانگراکسا به شهر حمله می کند و مادرش که به او وابسته بود ناگهان ناپدید می شود. لینگ مین باید راه حقیقت را بیابد. در پیگرد آشوب ها، خدایان و موجودات باستانی در خطرند و شوالیه های افسانه ای نیز نمایان می شوند. لینگ مین سفری پر ماجرا را آغاز می کند که زندگی اش را دگرگون خواهد کرد.