در فرانسه دهه ۸۰، تونی، جوانی اسپانیاییتبار نسل سوم، یاغی با قلبی طلایی، برای زندگیای که آرزویش را دارد میجنگد، در حالی که پدری خشونتگرا بر تمام حرکاتش کنترل دارد. او در این میان با گروهی از مهاجران مطرود و بیپروای خیابانی پیوند میخورد که در آنها خانوادهای میبیند. با این حال، مسیری که در پیش میگیرد تنها به آیندهای تاریک و نامعلوم ختم میشود.