خط داستانی
فتحی در کار قاچاق است و با مادربزرگش به نام بیاهیا زندگی میکند و همسایهاش فاکیها را برای پایان تحصیلش تشویق میکند. دختردار آشنایی با یک میانجی مادرش را به ازدواج با سعید کلاهبردار حرفهای که زنان ثروتمند پیر را میدزدد میکشاند، قانع میکند. فتحی سعی میکند این ازدواج را متوقف کند.