خط داستانی
پنج سال از ناپدید شدن خانواده مارتین از یک کشتی کروز میگذرد. از آن زمان، روانشناس پلیس به خاطر فکر به اینکه همسرش مرتکب قتل-خودکشی شده و پسرشان را با خود برده، عذاب میکشد. او تنها کسی است که نمیخواهد به این موضوع باور کند. ناگهان، سرنخی جدید او را دوباره به همان کشتی لوکس میبرد، جایی که دوباره یک مادر و فرزند ناپدید شدهاند. اما این بار، دختر بچه دوباره ظاهر میشود - در حالی که یک عروسک خرسی را در دست دارد که متعلق به پسر مارتین بوده است. مارتین به زودی متوجه میشود که در دریا همه چیز به شکل دیگری مدیریت میشود. صاحب ثروتمند کشتی برای حفظ لذت مسافرانش از تجملات کروز، میخواهد کودک را از دید پنهان کند و او را عمیقاً در زیر عرشه در خلیج قرنطینه پنهان میکند. در اینجا، مارتین سعی میکند دختر آسیبدیده را به صحبت کردن وادار کند. اما در عمق تاریک کشتی، چیزی در کمین است و همه نشانهها به یک قاتل سریالی اشاره میکند که منتظر حمله دوباره است.