خط داستانی
اولین داستان پویانمایی آنتی اَنِی — و یک قصه کریسمس شگفتانگیز است. پدر وراباکس اَنی را در مزرعه بزرگ با سگ بزرگش سندی دارد. به نظر میرسد پدر در این فصل شبیه اسکروج است. او عصبانی و بداخلاق است — آنقدر که اَنی در شب با سندی محبوبش فرار میکند. پنجاب به وراباکس میگوید که اَنی رفته است و این اتفاق بدشانسی است و نظم بزرگ جهان را به هم میزند. بنابراین وراباکس و پنجاب برای یافتن جفت گمشده به حرکت میافتند. سفری آغاز میشود و باقی را باید خودتان کشف کنید زیرا نمیخواهم داستان را فاش کنم!