The Tale of Tsar Saltan
فیلم داستان تزار سالتان
این داستان درباره سه خواهر است. کوچکترین خواهر توسط تزار سالتان به عنوان همسرش انتخاب میشود. او از دو خواهر دیگر میخواهد که آشپز و بافنده سلطنتی او باشند. آنها به خواهر کوچکتر خود حسادت میکنند. وقتی تزار به جنگ میرود، تزاریتسا پسری به نام پرنس گویدون به دنیا میآورد. خواهران بزرگتر نقشه میکشند تا تزاریتسا و کودک را در یک بشکه بگذارند و به دریا بیندازند. دریا به آنها رحم میکند و آنها را به ساحل یک جزیره دورافتاده به نام بویان میاندازد. پسر که در بشکه به سرعت بزرگ شده، به شکار میرود. او در نهایت یک قوی جادوئی را از دست یک پرنده نرنج میرهاند. قوی برای پرنس گویدون شهری میسازد تا بر آن حکومت کند، اما او دلتنگ خانهاش است، بنابراین قوی او را به مگس تبدیل میکند تا به او کمک کند. در این شکل، او به دربار تزار سالتان میرود، جایی که به عمهاش در چشمش نیش میزند و فرار میکند. در قلمرو خود، قوی به گویدون یک سنجاب جادویی میدهد. اما او همچنان برای خانهاش دلتنگ است، بنابراین قوی دوباره او را تغییر شکل میدهد، این بار به مگس.