تابستان سال ۱۹۳۹ زوشیا دختری جوان لهستانی است که عمیقاً عاشق پِترو اوکراینی است عشق عظیم آنها زمانی آزمایش می شود که پدر او تصمیم می گیرد او را به همسری مرد ثروتمند بیوه اسکوبا بدهد اما درست پس از عروسی او تنها می ماند زیرا شوهرش برای جنگ با آلمان به ارتش لهستان گماشته می شود در همین حال تنش ها به دلیل زندگی همجوار یهودیان لهستانی و اوکراینی افزایش می یابد