خط داستانی
هاری جوانی بیکار است که در محله تریپای کلین یک کتابفروشی کنار پیاده رو اداره می کند. پدرش با پول بازنشستگی اقدام به خرید کتابفروشی می کند و آن را با نام کتابفروشی پرییار اداره می کند و با دوستش کاروناس آن را میگردانند. در پی ورود روزنامه نگار تلویزیونی به نام پویا، رابطه ای عاشقانه و نفرتی به وجود می آید. اما روزی تاجر مالزیایی ادعا می کند که مکان از آن اوست و حکم تخلیه می دهد. هاری می فهمد پدرش توسط مافیای زمین و مقامات درآمدی فریب خورده است و تصمیم می گیرد تا با افتخار با این نیروهای شرور روبرو شود تا حقیقت را افشا کند.