Una DiecimilaLire
فیلم یک پانزده هزار لیره
۱۹۶۰. وینچنزو جوانی کارآفرین و مصمم است که در ده سالگی تصمیم میگیرد از روستای کوچکی در باسلیکارا فرار کند و خانوادهاش را ترک میکند تا در پایتخت با برادرش کفشدوز زندگی کند. در زمانهای از رونق اقتصادی ایتالیا او کار در یک بار را آغاز میکند و از مدرسه ابتدایی فارغالتحصیل میشود. همه چیز به نظر خوب میرسد اما کشف غمناکی زندگیاش را بر هم میریزد. وینچنزو به دنبال جبران برای خودش و برادرش با افتتاح کسبوکار و تحکیم جایگاه اجتماعی در پایتخت است اما همواره با پشیمانی از نبود خانواده خویش، بهویژه برادرش جیووانی، روبهروست. او به زادگاهش برمیگردد تا کنار پدر در حال احتضار بنشیند و با خود memories کودکی و مردی که برای مردمش برنده بود اما بهطور عمیق شکست خورده و قربانی regrets از زندگیای که تا نیمه پیش رفت باقی میماند