خط داستانی
میزراک مردی چهل ساله است که به عنوان بیِفایدگی شناخته میشود. او در شهر کوچکی از ایالت آنتاکیا زندگی میکند. پدرش او را سرزنش میکند و او را بیرون میفرستد تا زمانی که میزراک برای bluff پدرش را بازگو میکند و با پدر، مادر، خواهر و دختربرادرِ خود خداحافظی کرده تا با دوست قدیمی ارتش اش، سالیم، که در دهکدهای نزدیک مُرسیان زندگی میکند، سفری از شهر تا شهر آغاز کند. در راه با نمایندگان گروههای محروم جامعه ترکیه روبهرو میشود