دستها
Hands
وقتی که دوست پسرش ناگهان بدون توضیح از او میرود، میشل ترس از وابستگی عاطفی پیدا میکند. او به دیدار افراد دیگری میرود، اما هر دست تازهای او را به یاد گذشتهاش میاندازد.