اوکراین، سال هزار و نهصد و بیست وده. در یتیم خانه سویتیاتشکُک، کایرو هشت ساله و استنایلاس دوازده ساله دوستی نزدیکی از طریق برنامه های مشترک و ماجراهای کوچک برقرار میکنند. پس از دزدی شکلات برای دوستش، کایرو زیر میز مدیر کلان مدرسه گیر میافتد و شاهد به ازایده شدن استنایلاس میشود.