او مردی ساکت است در خیابان ها می دود نگاه می کند به دنبال مکان مناسب او آن را پیدا می کند وسط بازار بساطی برپا می کند اما به جای فروختن کالاهایش آن ها را به صورت رایگان می دهد فروشندگان دیگر تماشا می کنند احساس تحریک می شوند وضع از کنترل خارج می شود اما در پایان امیدی هست