داستانی عاشقانه در قرن بیست و یکم. ایما از خانوادهاش فرار میکند و به خانهٔ آرایشگرش، پسری همجنسگرا به نام تونی، پناه میبرد با وجود اینکه به او به سختی آشنا است. در ابتدا تنها دو غریبهاند، پیوندی مشترک در فرار از خانوادههایشان آنها را به هم نزدیک میکند تا به موانع درونی و بیرونی زندگیشان غلبه کنند. دوستی رهاییبخششان به عشق احتمالی تبدیل میشود، اما به واقعیت نمیرسد. این آزادی پیوندی قوی میان آنها ایجاد میکند: فرار جدید، جستجوی نو. این داستان عشقی است از دو نفر و تلاشهایشان برای فرار از دام تمایلاتشان برای تعلق به کسی.